+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 14:49 توسط پرهام
|
نگاهت را به کسى دوز که قلبش براى تو بتپه/ چشمانت را با نگاه کسى آشنا کن که زندگى را درک کرده باشه/سرت را روى شانه هاى کسى بگذار که از صداى تپشهاى قلبت تو را بشناسه/آرامش نگاهت رو به قلبى پيوند بزن که بى رياترين باشه/لبخندت را نثار کسى کن که دل به زمين نداده باشه/رويايت را با چهره ى کسى تصوير کن که زيبايى را احساس کرده باشه/چشم به راه کسى باش که تو را انتظار کشيده باشه/اما عاشق کسى باش که تک تک سلول هاى بدنش تقدس عشق را درک کند.
کاش تو خواب مى ديدم که مال من نميشى اين طورى خيال آشنايى به دل راه نمى دادم ولى حالا که آشنا شدم بهت دل بستمو عاشق شدم منو به حال خودم رها کردى وگفتى به رسم روزگار به هم نمى رسيم تو خواب مى بينم که مال منى
ميگن اگه يکيو دوستش داشته باشيد از دستش ميدين قبول دارم راسته چون عاشقاى واقعى هيچ وقت به هم نمى رسن مثل ليلى و مجنون شما چطور قضاوت ميکنين؟